تو مکّۀ عشقی و من عاشق رو به قبلتم
من اوّلين قربونی عيدای فطر کعبتم
می ميرم از عشق چشات اگه ندی تو حاجتم
هر چی بته به خاطرت کوبوندم و شکوندم
خودمو تو چشم مست تو آتیش زدم، سوزوندم
به عشق ديدن گل روی تو اينجا موندم
بين نماز ظهر و عصرم استخاره کردم
خوب اومده مبارکه دور سرت بگردم
اگه به من وفا کنی، حاجتمُ روا کنی
بين تموم عاشقات، نذر منُ ادا کنی
يه کاسه گندم می ريزم تا کفترا رو سير کنم
واست می ميرم اینقدر تا دلتُ اسير کنم
به پات می شينم شب و روز، تا با تو عمرُ پير کنم
به مژگان سيه کردی هزاران رخنه در دينم
بيا کز چشم بيمارت هزاران درد برچينم
بين نماز ظهر و عصرم استخاره کردم
خوب اومده مبارکه دور سرت بگردم
اگه به من وفا کنی، حاجتمُ روا کنی
بين تموم عاشقات، نذر منُ ادا کنی
يه کاسه گندم می ريزم تا کفترا رو سير کنم
واست می ميرم اینقدر تا دلتُ اسير کنم
به پات می شينم شب و روز، تا با تو عمرُ پير کنم
تو مکّۀ عشقی و من عاشق رو به قبلَتم
من اوّلين قربونی عيدای فطر کعبتم
می ميرم از عشق چشات اگه ندی تو حاجتم
اونا كه تو زندگيشون قصّه های خوب شنيدن
تو قمار زندگانی همه جور بازی رو ديدن
اونا كه تو خلوت شب شعرای حافظُ خوندن
همه راهُ رفتن امّا بر سر دو راهی موندن
بهشون بگيد كه اينجا يه نفر هميشه مسته
يه نفر هميشه تنها سر اين كوچه نشسته
بهشون بيگيد كه قصّه اش مثل شاهنومه درازه
کی بوده كجا رسيده چه جوری بايد بسازه
حالا قصّه هاشُ مستها توی ميخونه ها ميگن
امّا اون هميشه مستُ توی اونجا راه نميدن
بهشون بگيد كه اينجا يه نفر هميشه مسته
يه نفر هميشه تنها سر اين كوچه نشسته
ديگه نیست كمند دلها گيسوهای رنگ برفش
دیگه ميخونه جایی نيست كه بياد رو لبها حرفش
بذاريد همه بدونن كه به دست غم اسيره
آخرش يه شب همین جا سر اين كوچه می ميره
بهشون بگيد كه اينجا يه نفر هميشه مسته
يه نفر هميشه تنها سر اين كوچه نشسته
من امشب سرخوش و ديوانه و مست و غزل خوانم
به جام می پناه آورده ام از غم گريزانم
گر از ميخانه باز آيم مرا غم باز مي جويد
رويد ای دوستان من گوشۀ ميخانه می مانم
ديگه نیست كمند دلها گيسوهای رنگ برفش
دیگه ميخونه جایی نيست كه بياد رو لبها حرفش
بذاريد همه بدونن كه به دست غم اسيره
آخرش يه شب همین جا سر اين كوچه می ميره
بهشون بگيد كه اينجا يه نفر هميشه مسته
يه نفر هميشه تنها سر اين كوچه نشسته
ناز من، عشق من، از چشم ترم زود مرو
سر و جانم به فدایت ز برم زود مرو
نکنم شکوه که دیر آمده ای در بر من
لااقل دیر چو آیی بسرم زود مرو
بنشین یک دم و از چشم ترم زود مرو
ای شکسته، تو شکستی، مویه کردی
غصّه خوردی، از ته دل گریه کردی
من باهاتم، خاک پاتم، مثل ماتم تو صداتم
من رفیق گریه هاتم
عشق در تو، شور در تو
بی تو من جایی ندارم
بی تو فردایی ندارم
من باهاتم، مثل بارون تو چشاتم
مثل غصّه تو صداتم
چون پرنده در هواتم
عشق در تو، شور در تو
بی تو من جایی ندارم
بی تو فردایی ندارم
من باهاتم، مثل بارون تو چشاتم
مثل غصّه تو صداتم
چون پرنده در هواتم
ای شکسته، تو شکستی، مویه کردی
غصّه خوردی، از ته دل گریه کردی
من باهاتم، خاک پاتم، مثل ماتم تو صداتم
من رفیق گریه هاتم
وقتی که تو رفتي خورشيد نمرده
دريا و بيابان خدا دست نخورده
وقتی که تو رفتی قلبی نشکسته
اشکم نشده سيل و مرا سيل نبرده
وقتی که تو رفتي، وقتی که تو رفتی
انگار نه انگار که از تو اثری بود
انگار نه انگار که بيدادگری بود
انگار نه انگار که عشقی به سری بود
انگار نه انگار که در دل شرری بود
وقتی که تو رفتی، وقتی که تو رفتی
انگار که عشقی به دل نطفه نبسته
انگار که مستيم و سبويی نشکسته
انگار که عمری بر باد نرفته
انگار که در دل اميدی ننشسته
وقتی که تو رفتی، چشم من خسته، بی خواب نمانده
وقتی که تو رفتی، در سينه دل من، بی تاب نمانده
برو برو که دگر آشنا نمي خواهم
به درد خو گرفتم و دوا نمي خواهم
تو قبله گاه منی، من ز قبله بيزام
تو گر خدای منی، من خدا نمی خواهم
ما چون ز دری پای کشيديم، کشيديم
اميد ز هر کس که بريديم، بريديم
دل نيست کبوتر که چو برخاست، نشيند
از گوشۀ بامی که پريديم، پريديم
در دل شب دعای من، گريۀ بی صدای من، بانگ خدا خدای من
به خاطر تو بود و بس
پاکی لحظه های من، گريۀ های های من، گوهر اشکهای من
به خاطر تو بود و بس
اين همه بی پناهيم، اين همه سر به راهيم، اين همه بی گناهيم
غصّه به جان خريدنم، از همه کس بريدنم، زخم زبون شنيدنم
به خاطر تو بود و بس
رو به خدا نشستنم، نذر و دخيل بستنم
سوز من و گداز من، اشک من و نياز من
به خاطر تو بود و بس
بازوانت را به مستی حلقه كن بر گردندم
تا بلرزد زیر بازوهای سیمینت تنم
چهرۀ زیبای خود را از رخ من وا مگیر
جز به آغوش چمن یا دامن من جا مگیر
راز عشق خویش را آهسته خوان در گوش من
جستجو كن عشق را در گرمی آغوش من
من تورا تا بیكرانها، من تو را كهكشانها
از زمین تا آسمانها
دوست دارم، میپرستم
من تو را همچون اهورا، من تورا همچون مسیحها
همچو عطر پاك گلها
دوست دارم، میپرستم
من تو را با هستی خود، با وجودم
عاشقم با خون خود، با تار و پودم
من تو را با لحظه های انتظارم
عاشقم با این نگاه بیقرارم
من تورا همچون پرستو، یاسمنها نسترنها
من تورا با آنچه هستی
دوست دارم، میپرستم
من تورا تا بیكرانها، من تو را كهكشانها
از زمین تا آسمانها
دوست دارم، میپرستم
من تو را همچون اهورا، من تورا همچون مسیحها
همچو عطر پاك گلها
دوست دارم، میپرستم
وقتی سرت رو شونمه، درد و بلات تو جونمه
جون به جونم اگر کنن، خاطرخواهی تو خونمه
دلم می خواد باهات باشم، رفيق پا به پات باشم
سايه به سايه، دم به دم، بميرم و فدات بشم
وقتی سرت رو شونمه، درد و بلات تو جونمه
جون به جونم اگر کنن، خاطرخواهی تو خونمه
تصدّق رنگ چشات شبها ستاره هاش فدات
نخواب بذار نگات کنم، هر چی دارم فدات کنم
ستاره بارونت کنم، جونمُ قربونت کنم
وقتی سرت رو شونمه، درد و بلات تو جونمه
جون به جونم اگر کنن، خاطرخواهی تو خونمه
وقتی سرت رو شونمه، درد و بلات تو جونمه
جون به جونم اگه کنن، خاطرخواهی تو خونمه
من اوّلين قربونی عيدای فطر کعبتم
می ميرم از عشق چشات اگه ندی تو حاجتم
هر چی بته به خاطرت کوبوندم و شکوندم
خودمو تو چشم مست تو آتیش زدم، سوزوندم
به عشق ديدن گل روی تو اينجا موندم
بين نماز ظهر و عصرم استخاره کردم
خوب اومده مبارکه دور سرت بگردم
اگه به من وفا کنی، حاجتمُ روا کنی
بين تموم عاشقات، نذر منُ ادا کنی
يه کاسه گندم می ريزم تا کفترا رو سير کنم
واست می ميرم اینقدر تا دلتُ اسير کنم
به پات می شينم شب و روز، تا با تو عمرُ پير کنم
به مژگان سيه کردی هزاران رخنه در دينم
بيا کز چشم بيمارت هزاران درد برچينم
بين نماز ظهر و عصرم استخاره کردم
خوب اومده مبارکه دور سرت بگردم
اگه به من وفا کنی، حاجتمُ روا کنی
بين تموم عاشقات، نذر منُ ادا کنی
يه کاسه گندم می ريزم تا کفترا رو سير کنم
واست می ميرم اینقدر تا دلتُ اسير کنم
به پات می شينم شب و روز، تا با تو عمرُ پير کنم
تو مکّۀ عشقی و من عاشق رو به قبلَتم
من اوّلين قربونی عيدای فطر کعبتم
می ميرم از عشق چشات اگه ندی تو حاجتم